السيد الطباطبائي

30

شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

مانند عباس و زبير و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار پس از فراغ از دفن پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اطلاع از جريان امر در مقام انتقاد برآمده به خلافت انتخابى و كارگردانان آن اعتراض نموده اجتماعاتى نيز كرده اند ولى پاسخ شنيدند كه صلاح مسلمانان در همين بود 22 . اين انتقاد و اعتراف بود كه اقليتى را از اكثريت جدا كرد و پيروان على عليه السّلام را به همين نام ( شيعه على ) به جامعه شناسانيد و دستگاه خلافت نيز به مقتضاى سياست وقت ، مراقب بود كه اقليت نامبرده به اين نام معروف نشوند و جامعه به دو دسته اقليّت و اكثريت منقسم نگردد بلكه خلافت را اجماعى مى شمردند و معترض را متخلف از بيعت و متخلف از جماعت مسلمانان مى ناميدند و گاهى با تعبيرات زشت ديگر ياد مى كردند 23 . البته شيعه همان روزهاى نخستين ، محكوم سياست وقت شده نتواست با مجرد اعتراض ، كارى از پيش ببرد و على عليه السّلام نيز به منظور رعايت مصلحت اسلام و مسلمين و نداشتن نيروى كافى دست به يك قيام خونين نزد ، ولى جمعيت معترضين از جهت عقيده تسليم اكثريت نشدند و جانشينى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مرجعيت علمى را حق طلق على عليه السّلام مى دانستند 24 و مراجعه علمى و معنوى

--> ( 22 ) تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 103 - 106 . تاريخ ابى الفداء ج 1 ، ص 156 و 166 . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 307 و 352 . شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 17 و 134 . ( 23 ) عمرو بن حريث به سعيد بن زيد گفت : آيا كسى با بيعت ابى بكر مخالفت كرد ؟ پاسخ داد : هيچ كس مخالف نبود جز كسانى كه مرتد شده بودند يا نزديك بود مرتد شوند ! ( تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص ) ( 24 ) در حديث معروف ثقلين مى فرمايد : ( من در ميان شما دو چيز با ارزش را به امانت